ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

339

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

قرآن كلام خداست ، و معجز پيغامبر كه در عهد بيرون آمدن پيغامبر ، مردمان آن وقت اهل علم و فصاحت و شاعر بودند ، حق تعالى قرآن نامحدث فرستاد ، عجز ايشان را چنانك بگاه موسى عليه السلام [ از سبب ] غلبهء جادوان و فسون گران ، عصا معجز او بود ، تبطيل [ 1 ] سحر را ، و بوقت عيسى عليه السلام غلبهء حكيمان و اطبا بودند و فلاسفه و معالجت كردن ( 220 - آ ) علتها ، تا خداى تعالى معجز داد عيسى را بمرده زنده كردن و شفا يافتن اكمه و ابرص ، و آن علتها كه اطبا از آن عاجز بودند و خداى تعالى همى گويد در محكم كتاب خويش : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً . و اندرين عهد هادى ، حسين نام علوى حسنى [ 2 ] بمدينه بيرون آمد و سيرت بد كرد [ 3 ] ، همه بندگان مردم را آزادى داد تا با وى بيعت كردند ، و شهر بگرفت ، و وعده [ كرد ] كه بموسم بيرون آيد و جماعتى از خويشان را - مردان دلير - آنجا فرستاد با سپاهى گرانمايه تا كار كجا رسد ، و علوى به مكه روز ترويه بيرون آمد و حرب اندر گرفت و مردم او را بچنان روز [ 4 ] بجايگاه حرب كردند و روز عيد كشته شد بر عرفات ، و او را صاحب فخ خوانند و پس از جمله خويشان او ادريس نامى به مغرب افتاد و بطنجه و شهر تا هرت ، و نسب خويش بگفت ميان مسلمانان اندر ، و كارش عظيم بزرگ گشت ، پس هادى شماخ [ 5 ] طبيب را آنجايگاه فرستاد و مدتى ببود و مردم را معالجت كردى ، تا بادريس گستاخ گشت و يكبارى ادريس ناليده [ 6 ] گشت ، شماخ او را زهر داد ، و بازگشت .

--> [ ( 1 ) ] اصل بىنقطه [ ( 2 ) ] اصل : حسينى ( كا : حسنى ، 6 ص 30 ) هو حسين بن على بن الحسن ابن الحسن بن علي بن ابى طالب عليه السلام [ ( 3 ) ] كذا ؟ . . و مراد ازين عبارت دانسته نشد . طبرى و كامل از بدسيرتي وى و آزادى بندگان در مدينه چيزى ندارد مگر بعد از بيرون رفتن حسنى و بيعتيان از مدينه مردم گفتند كه در مسجدى كه سپاه وى در آن بوده‌اند حدثى كرده‌اند و مردم آن را شسته و از آنان بد گفتند و نيز در مكه گفت هر بنده كه با ما بيعت كنند حرّ است ( ك : 6 ص 31 ) [ ( 4 ) ] اصل : بىنقطه . كا : سليمان ابن منصور و محمد بن سليمان بن على و عباس بن محمد بن على و موسى و اسماعيل پسران عيسى بن موسى از اهل بيت هادى آن سال به حج رفته بودند و سپاهى از بصره بهمراه برگرفته كه راه خطر داشت و با اين سپاه و ساير شيعهء بنى العباس با حسين بن علي در مكه روز ترويه حرب كردند و حسين كشته شد . . ( ج : 6 ص 31 ) [ ( 5 ) ] رشيد بوده كه شماخ اليمامى مولى المهدى را فرستاده است نه هادى ( ر ك : كا ج 6 ص 4 ) [ ( 6 ) ] كذا . . ظ : نالنده - يعنى نالان و بيمار .